چند سوال از اصلاح طلبان شورا درباره فرآیند انتخاب شهردار/ حسن جهانچی، فعال سیاسی

سایز متن   /

ائتلاف [ ۵+۱ ] شورای شهر رشت، که شش ۶ عضو آن ثابت نبودند و بر اساس تصمیم‌گیری‌های از پیش مهندسی شُده‌ی ژنرال‌ها، ممکن بود متغیر باشد و هربار عوض شود، یک ائتلاف نه سیاسی، نه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نه محیط زیستی و حتّی نه یک ائتلاف دوستانه بود ، بلکه یک ائتلاف سیاستمدارانه بود.
در ابتدا به باورم، خط دهنده‌ی اصلی و یا همان نفر کلیدی این ائتلاف، حاج احمد رمضانپور باشد. او که در کارنامه کاری خود نمایندگی مردم رشت در مجلس شورای اسلامی را داشت و جزء نمایندگان ادوار مجلس به حساب می‌آمد و قبل از انتخابات شورا ، خود را لیدر اصلاحات گیلان می‌دانست و به همین علّت، سر لیستِ لیست اُمید انتخابات شورای شهر رشت، قرار گرفت. امّا مدّتی بعد دریافتم که بازی‌گردان این ائتلاف سیاست‌مدارانه، شخص دیگری همچون حامد عبدالهی جوان، امّا پُر از رمز و راز می‌تواند باشد.
ائتلاف [ ۵+۱ ] شورای شهر رشت، یا همان عبدالهیون (حامیان حامد) که بعد از این‌که عبداللهی از وزارت کشور صلاحیت خود را نگرفت، به مجذوبان حجّت (حجت جذب) معروف شدند، پس از ردصلاحیت جذب از طرف وزارت کشور، برای تصدّی مدیریت شهری کلان‌شهر رشت، و صحبت‌های اخیر جناب رمضانپور مبنی بر این‌که هنوز شهردارهای اصلی ما عبداللهی و جذب هستند، باید به آن‌ها لقب (مجذوبان حامد) را داد. این ائتلاف بعد از خروج نصرتی از مدیریت شهرداری کلان شهر رشت، اصرار بر این داشت که حتماً از بین خودشان شهردار انتخاب کند، که نمی‌دانم از روی لج‌بازی بود و یا پی گرفتن این روش، برای رسیدن به هدفی خاص بود و یا …؟ که با التیماتوم وزارت کشور ، هدف مرموزانه‌شان ابتر ماند و رشت و رشت‌وندان را بیشتر نگران اوضاع شهر و سر درگم و حیران کرد. اگر فشار وزارت کشور و ترس از منحل شدن شورا نبود، این‌ها تا انتخاب علیپور هم پیش می‌رفتند و چه بسا ممکن بود علوی را هم وارد بازی خود کنند و او را جایگزین یکی از ۶ شش عضو نمایند و او را شهردار معرفی کنند. تحلیل‌های اهالی رسانه از این شش-هفت ماه، تصمیم‌گیری‌های این ائتلاف سیاست‌مدارانه، نشان از این دارد که ممکن بود، تا این‌جا هم پیش بروند. جائی که صحبت از فرصت و عافیت – منفعت و مصلحتِ خود ساخته باشد، به یقین به این‌جاها خواهید رسید.
اقداماتی که در این مدّت پیش آمد، نشان می‌دهد که این ائتلاف سیاست‌مدارانه، برای رسیدن به منافع شخصی و گروهی خویش، بدون توجه به افکار عمومی و حتّی بدون اعتنا به تفکر گروهی جریان سیاسی خود، می‌تواند در برابر همگان و اکثریت بایستد و امور مصلحتی و منفعتی خویش را پیش ببرد و زمانی که به بن‌بست برخورد کُند (ترس از انحلال شورا، توسط وزارت کشور) با جسارت تمام پشت تریبون شورا، از اعضای شورا بخواهد که همه‌ی یازده  نفر به گزینه اجباری (علی قلی) رأی دهد تا همگان بدانند که ما همه در شورای شهر رشت، همدل هستیم ! جالب این‌که نمی‌گویند که از ترس انحلال شورا این حرف‌ها را بر زبان می‌آورند.
نمی‌خواهم در این بحث و یادداشت به واکاوی و بررسی نفر اصلی و برنامه‌ریز این ائتلاف سیاست‌مدارانه بپردازم، که دوستانم در جاهای مختلف و در گروهای مجازی، در مورد این موضوع بحث و گفتگوی زیادی کرده‌اند و هر شخصی با تحلیل خود به نتیجه‌ ای رسیده‌است، این بحث باشد برای یادداشت و نوشته‌ای دیگر – شاید بتوان روزی آن را به راحتی کالبد شکافی کرد و به نتیجه رسید.ولی تمام حرف من در مورد موجودیت شورا و وظایف آن است. روزی که بعد از وقفه‌ای طولانی از اوایل انقلاب، در زمان خاتمی، صحبت از تشکیل شوراهای شهر و روستا شد، همگان خوشحال شدیم از این‌که بر عملکرد شهرداران و دهیاران، نظارت می‌شود و با انتخاب خوب از طرف مردم و همچنین انتخاب شهردار بهتر از طرف نمایندگان مردم در شورا، ما (مردم – شهروندان) هم – به شهر آرمانی خویش دست می‌یابیم و زین پس شهرهای خود را آباد و سرسبز و پیشرفته خواهیم یافت.
ولی هرگز فکر نمی‌کردیم که روزی کرسی‌های شورای شهر، محل تکیه زدن فرصت‌طلبان، عافیت‌طلبان، منفعت‌اندیشان، مصلحت‌اندیشان و صاحبان زر و تزویر شود، تا بعد از مدتی زور هم به آن‌ها اضافه شود، تا جائی که به تهدید دلسوزان شهر بپردازند و با رسانه‌های جیره‌خوار خود به تخریب این دلسوزان و پاکان روی آورند.
تمام حرف و سخن من پس از این مناقشات طولانی، این است که مگر در شورا بجز حقوق و مزایا و دیگر چیزها چه خبر است که چُنین سر و دست می‌شکنند و دوستان و همرزمان را می‌رنجانند، دل هم‌فکران را به درد می‌آورند و بر منتقدان خیرخواه، دانسته زخم می‌زنند و مردم و همشهریان شریف و نجیب را نگران و غمگین می‌کنند؟
چه خبر است در شورای شهر؟ چه زد و بند‌هائی در شورا انجام می‌شود؟ چرا شهر را تقریباً هفت ماه پا در هوا بدون شهردار نگه داشتند و اضطراب را میان مردم تزریق و رشت‌وندان را نگران آینده‌ی شهر کردند؟این چه لج‌بازی‌ست؟ با چه کسانی ؟ با مردمی که ولی‌نعمت‌های آن‌ها هستند و در زمان انتخابات با زبان چرب از آن‌ها مایه گذاشتند و رأی‌شان را گرفتند ؟  اگر لج‌بازی نیست، این چه کاری‌است که رشت را در کشور زبانزد کردند تا استان‌های مجاور به حال ما بخندند؟ اگر لج‌بازی نیست، پس چیست ؟ واقعاً در شورا چه خبر است، مگر به شما چه می‌رسد که این همه انسان را نگران حال شهر و به خود بدبین کرده‌اید؟
حامد عبداللهی به کنار، زیرا به صورت غیر رسمی به سوی اصلاح‌طلبان تمایل دارد، امّا ائتلاف سیاست‌مدارانه چه قدرتی داشت که حجت جذب اصول‌گرایان را به سمت خود کشید و او را هم پیاله‌ی جناح مقابل کرد؟ حجّت جذب، مجذوب چه چیزی شده بود و دوستان سابق ما مجذوب چه چیز حجّت جذب شدند؟ می‌دانم که دوستان‌مان مانند من در فکر خود افکار پریشانی می‌پرورانند و همین افکار آن‌ها را عذاب می‌دهد، ولی امیدوارم که فکرهای پریشان ما اشتباه باشد و چُنین پارامترهایی دروغ و غلط باشد. امیدوارم …
وقتی ما نماینده‌های خود را برای کرسی‌های شورا انتخاب کردیم، آن‌ها به جای ما تصمیم می‌گیرند و انتخاب می‌کنند و ما باید ناظر باشیم و نقد کنیم. آن‌ها در انتخاب آزادند و باید دست‌شان باز باشد. تنها ابهام من که تا حالا جوابی نگرفته‌ام این است که آن تعداد اعضای شورای شهر که در لیست اُمید بودند، وقتی با گزینه‌ی شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان گیلان، موافقت کردند، نه فقط به صورت شفاهی، بلکه حتّی صورتجلسه‌ی شورای هماهنگی را امضاء نمودند (به گفته و ادعای عزیزان و اعضاء شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان گیلان) پس چرا خُلف وعده کردند و به گزینه‌ی دیگری رأی دادند؟ بارها گفته‌ام و نوشته‌ام که باور کُنید اگر چُنین تعهدی نداشتند و صورتجلسه‌ی امضاء نمی‌شد، شاید چُنین جنجال و اعتراضی هم بوجود نمی‌آمد. شاید نقدی می‌شد و انتخاب دوستان مورد اعتراض قرار می‌گرفت، ولی چُنین وسیع نمی‌بود. درک این عمل برای من سخت است، زیرا خیلی‌ها را رنجانده و بی‌احترامی بزرگی به طیف اصلاح‌طلب بوده‌است. پشت این عمل چه نیّتی بوده‌است و منشاء آن کجا بوده و چه کسی یا کسانی از این زد و بند‌ها سود می‌بردند؟ اگر می‌خواستند خود را از جریان اصلاح‌طلبی جدا کُنند و چنگ به دامان روش اعتدال و میانه‌روی بزنند، چرا از این طریق و با بی‌معرفتی و خون کردن دل دوستان‌شان؟در پشت پرده‌ی ائتلاف سیاست‌مدارانه چه می‌گذشت و یا بهتر بگویم که چه گذشته است ؟ نمی‌دانیم … و هر چه می‌دانیم حدس و گمان است، که ممکن است درست باشد و  شایدم نادرست. ولی توقع داریم که حداقل اعضای شورائی که در لیست امید بودند، با خود کنار بیایند و حقایق پنهانی و پشت پرده را برای مردم و جریان اصلاح‌طلبی بازگو نمایند و همه را از ابهام در آورند.
بگویند؛
چه مصالحی بوده که مصلحت اندیش‌شان نمود؟
چه نفعی وجود داشت که منفعت طلب‌شان کرد ؟
چه کسانی بر آن‌ها سخت گرفتند که عافیت اندیش شدند ؟
چه مجالی در شورای شهر وجود داشت که فرصت طلب‌شان نمود؟
کمی با خود خلوت کنید، شاید توانستید با خود کنار بیائید.
خداوند عاقبت همه‌ی ما را ختم به خیر کند.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی