گپ و گفت با خیاطی که بیش از نیم قرن سابقه دارد / دوران شیک پوشی به سرآمده است / خیاطان دست دوز به پایان راه رسیده اند

سایز متن   /

گیلان تیتر، نیما صائب: کریم صالحی ، بیش از نیم قرن است که خیاطی می کند که ۴۸ سالش را در یک مغازه کوچک که توسط یک راه پله باریک به بالای مغازه های هم کف می رسد، در یکی از راهروهای تنگ راسته بلورفروشان میدان بزرگ رشت ، پارچه ها را برش می دهد و قیچی می زند و سوزن را نخ می کند. نیم قرن لباس دوختن بر قامت آدم های این شهر خاطرات زیادی را برایش رقم زده است. خاطراتی که اما در این مصاحبه بر مدار حسرت روزهای خوش گذشته، کم رنگ و محو شد. روزهایی که شیک پوشی ، مفهوم گذشته را ندارد و خیلی چیزها عوض شده است؛ یکی هم شغل خیاطی که این خیاط کهنه کار رشتی می گوید در آستانه نابودی است؛«درست مثل مسگران». گپ و گفت «گیلان تیتر» را با کریم صالحی، خیاط نام آشنای شیک پوشان قدیمی بخوانید:

 

س- چطور شد خیاط شدید؟

من متولد ۱۰ شهریور سال ۲۶ هستم از سال ۴۰ به عنوان پادوشاگرد وارد کار خیاطی شدم. در راسته میخ فروشان خیاطی ای بود به نام همایون. در سال ۴۹ خیاط های معروف آن دوران ممتاز و محمود جنتلمن بودند ، در خیابان پهلوی و خیابان شاه آن زمان. من هم بهمن ماه همان سال ۴۹ همین مغازه ای که الان هستم را گرفتم و خیاطی خودم را زدم.

 

س- بازار آن موقع بهتر بود یا الان؟

ج- سال های قبل از انقلاب سه ماه مانده به پایان سال دیگر اصلا سفارش قبول نمی کردیم اینقدر کار داشتیم اما الان تا روز آخر سال هم سفارش قبول می کنیم (می خندد)

 

س- مردم آن دوران خوش لباس تر بودند یا الان؟

ج- خوش تیپ بودن و سنگین بودن ، آن زمان بیشتر نمود داشت. آن زمان جوان ها همه دنبال تیپ های سنگین و باکلاس مثل سبک هاکوپیان بودند اما امروزه به سبک هاکوپیان می گویند پیرمردی. مثلا همین شلوارهای ساسون دار و پایین دوبل که تازه دوباره مد شده را ۵۰ سال پیش می پوشیدند. اما امروز می بینم که مدها سبک سر شده و تیپ جوان ها خوشایند منِ خیاط نیست.

 

س- این وضعیت تیپ و مد در کل دنیا به این سمت رفته یا فقط مختص به کشور ماست؟

ج- در کل دنیا این تغییر ایجاد شده اما در آنجا هنوز کسانی که تیپ های سنگین و رنگین دارند جایگاه اجتماعی خودشان را حفظ کرده اند. مثلا به سیاستمدارانشان نگاه کنید چه لباس های شیک و سنگینی می پوشند. همین دونالد ترامپ همیشه کت های دو دکمه و دو چاک می پوشد. پالتو هم که پالتوهای بلند که ۵۰ سال پیش هم دوخته می شد. به عبارتی لباس های ساده اما باکلاس. چون زیبایی در چیزهای ساده دیده می شود.

 

س- یعنی آن زمان زیبایی لباس ها به جای اینکه در زرق و برقش باشد در سادگی و شیکی اش بود؟

ج- بله. سنگینی و وقار درمدل مو، پیراهن ، شلوار ، کت و کفش یعنی خوش تیپی.

 

س- آن زمان باید مشتری های معروفی هم می داشتید. درست است؟

ج- بله. یادش بخیر. اصلا قابل قیاس نبود. مثلا سال ۵۳ در همین محیط کوچک ۱۲ نفر کار می کردند. آن سال ها از هر طیف و طبقه ای مشتری داشتم. آدم هایی آن زمان مشتری من بودند که الان خارج از کشور زندگی می کنند اما وقتی سالی یکی دوبار به ایران می آیند حتما پیش من برای سفارش لباس هم می آیند.

 

س- از چه زمانی کار و کاسبی دچار رکود شد؟

ج- انقلاب که شد بازار هم خوابید. خب جو انقلاب طوری بود که زیاد به لباس اهمیت داده نمی شد. بعد هم که جنگ شد. اما سال ۶۴ ، ۶۵ یخورده بازار تغییر کرد و جان گرفت و سال به سال بهتر شد تا اینکه به سال ۹۷ رسیدیم و چند سالی است رکود شدید اقتصادی گریبان بازار را هم گرفته. زمانی کار دست دوز ارج و قرب خودش را داشت. اما الان وضع فرق می کند. مشتری داشتم که اورکت می خواست. اول رفت هاکوپیان قیمت کرد ، دید که ۳، ۴میلیون پولش می شود آمد پیش من با یک میلیون و هشتصد هزارتومان تمام کرد. در هیچ جای دنیا اینطوری نیست. هرکسی نمی تواند کار دست دوز بپوشد. قبل از انقلاب هم همین طور بود. خوش پوش ها لباس دست دوز می پوشیدند.

 

س- یعنی قبل از انقلاب مردم به خاطر ارزان بودن پیش دست دوز نمی رفتند بلکه به خاطر باکلاس بودن به دست دوز سفارش می دادند؟

ج- بله. کسانیکه الان پیش ما می آیند یا برای بدن هایشان در بیرون لباس نیست یا اینکه از گذشته خاطره خوبی از لباس های دست دوز دارند یا به قول شما برایشان کت و شلوار دست دوز ارزان تر از کت و شلوارهای برندهای معروف تمام می شود. الان دیگر کار و کاسبی ما مثل قبل نیست. روز به روز هم بدتر می شود. مواد اولیه کارمان مثل دوک روز به روز در حال افزایش قیمت است و همه چیز را چند برابر نسبت به چند ماه قبل خریدیم. درحالی که دستمزد ما اینقدر بالا نمی رود. دیگر دخل با خرج هم همخوانی ندارد. به همین دلیل کسی دنبال این صنعت نمی آید. مثل خیلی از صنعت های دستی دیگر. زمانی در راسته مسگران صدای تترق تترق چکش مسگران گوش آدم را کر می کرد اما الان هیچ کس از آن استادکارها نیست و از مسگران فقط اسمش بر خیابان مانده. خیاطی هم به سرنوشت مسگران دچار خواهد شد.

 

س- زمانی دو سه تا پاساژ فعال فقط برای خیاطی در همین خیابان شیک وجود داشت. الان اما دیگه خبری از آن شکوه گذشته نیست؟

ج- پاساژ خزر و پاساژ احدی مرکز خیاطی رشت بودند اما الان بروید آنجا می بینید همه بیکار نشستند یا درحال تعمیرات هستند. از لباس دوزی خبری مثل گذشته ها نیست. کلا انتهای خط خیاطی است.

 

س- نسل جوان هم به این شغل روی خوشی نشان نداد؟

ج- اصلا. چندی پیش جوانی آمد پیش من و خواست خیاطی یاد بگیرد. اما جوان های امروزی مثل جوان های قبل نیستند. صنعت خیاطی برای خودش ریزه کاری های دارد و سلسله مراتبی که باید هم وقت بگذاری هم هوشت خوب باشد و هم عاشق این کار باشی. آن جوان آمد و یه چیزهایی یاد گرفت و سریع هم بی خیال شد.
س- خیاطی های زنانه به نظر می رسد بهتر از خیاطی های مردانه رونق گرفته اند. هر کوچه پس کوچه ای می روی خیاطی زنانه می بینی. دلیلش چیست؟

ج- زنانه دوزی خیلی راحت تر از مردانه دوزی است. ریزه کاری های مردانه دوزی را ندارد. سوزن کاری چندانی ندارد. به همین دلیل تعداد زنانه دور زیاد شده اما باید دید بین این همه زنانه دوز کار چندتایشان استادانه است. به نظرم استاد دوزی در بین خیاط های زن هم کم شده است.
س- در دوران شکوه خیاطی، خیاط های زنانه مشهور هم داشتیم در رشت؟

ج- بله مزون های خیلی معروفی آن زمان بود. اما مزون های زنانه هم مثل خیاطی های مردانه فاصله زیادی با گذشته شان دارند و خیاط های امروز اصلا قابل قیاس با خیاط های گذشته نیستند.

 

س- آن زمان ها کار زیادتر بود. آیا خسته کننده نبود این همه کار؟

ج- اصلا. ما تا دو ، سه شب داشتیم کار می کردیم اما بعدش تفریح بود. اینکه می گن رشت ، شهر شب های بیدار ، مال الان نیست. مال آن موقع است. ما بعد از دو سه شب تازه می رفتیم کافه رستوران، کنار دریا، خیابان گردی. اما الان پنج شنبه ، جمعه که می شود غممان می گیرد اینقدر که جایی برای تفریح نیست. نه فقط تفریح های شبانه که کلا تفریحی نیست. آن موقع همین خیابان شیک ، خیابان شیک پوش ها بود. مردم بهترین لباس ها را می پوشیدند و رژه مد می رفتند. اما الان که به وضعیت این خیابان نگاه می کنی یک چیز بی در و پیکر می بینی که فکر نکنم در شهری در ایران نمونه اش باشد. درهم ریختگی فرهنگی و ساختار نامناسب خیابان و مغازه ها و جنس هایی که به فروش می گذارند غم انگیز است. بیشتر شبیه کابل می ماند تا رشت. مگر می شود این همه دست فروش.

 

ج- می توان گفت که دوران شیک پوشی به سر رسیده است؟

ج- حداقل در خیابان شیک بله. ما عصرهای جمعه با دوستان در خیابان لاکانی قدم می زنیم. جزو معدود خیابان هایی که هنوز می شود شیک پوشی و قدم زدن آسوده را تنفس کرد. اما مرکز شهر ، ساعت ۸ عصر که می شود دستفروش ها سرریز می شوند. چهره شهر دیگر مثل گذشته زیبا نیست. یکی دو تا خیابان می بینی که هنوز شهریت در آن رواج دارد. مثل بعضی از نقاط گلسار و منظریه. مطهری که به کل نابود شده است. در همان خیابان های شیک هم دیگر کمتر کسی قدم می زند. همه عادت به ماشین سواری دارند. آدم ها به جای اینکه در خیابان قدم بزنند و به همدیگر سلام بگویند در ماشین هایشان به قول شما جوان ها دوردور می کنند. پیاده راه خلوت است و خیابان ترافیک. مغازه دار هم که چشمش به پیاده است کار و کاسبی اش کساد. هنوز وقتی در خیابان راه می روم بعضی اوقات آدم ها بدون اینکه مرا بشناسند از من می پرسند که مثلا کت و شلوارت یا پالتو ات را کجا گرفتی. کار خوب همیشه طالب دارد. آن موقع ها مثل الان نبود که آدم های مثل من کت و شلوارپوش کم باشند. همین جوانانی که الان کت و شلوار را فقط برای عروسی ها می پوشند ، آن موقع هرکدامشان حداقل سه دست کت و شلوار داشتند که در خیابان هم می پوشیدند. خلاصه اینکه از شرایط سخت اقتصادی بگیر که توانی برای خرید لباس های شیک و گران برای مردم نگذاشته تا سلیقه عموم مردم ، حتی در کشورهای دنیا ، مفهوم شیک پوشی به معنای سنگینی و باکلاسی را تغییر داده است.

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی